۱۳۹۱ اسفند ۳۰, چهارشنبه

آگاهی هديه دهيم !

آگاهی هديه دهيم !



همه اینو میدانیم که تو کشور ما ایران آگاه کردن کسی‌ جرم می‌باشد  و سزاش مرگ یأ زندانی  طولانی مدت است.
ولی‌ بهتره اینو  بدونید که این مواد را  خود این آخوندا تو کشور رواج دادن تا جوانان ما دونه دونه پرّ پرّ بشن و کسی‌ نباشه که صداش در بیاد
 از خودتون پرسیدید از ساله ۸۸ یک دفعه مواد مخدری به نام شیشه چگونه افت قیمت پیدا کرد و تو کشور کیلو کیلو خرید و فروش می‌شه و کسی‌ جلوی اینارو نمیگیره.نباید هم بگیرن چون با این کار نیروی جوانه کشور معتاد شده و صداشون در نمیاد

برای خيلی دير است اين يادداشت ؛ گرچه روز گاری كه دير نبود هم نوشتيم و گفتيم و آنها نخواندند و نشنيدند ، اما برای خيلی ها هم هنوز دير نشده است . خيلی ها هنوز اين راه را شروع نكرده‌اند ، خيلی ها هم در ابتدای راهند و آنقدر جلو نرفته‌اند كه نتوانند برگردند .

شكارهای شيشه را ميگويم ؛ همانها كه براساس پژوهشها ، دو سال پس از آغاز مصرف شيشه ، از هر 10 نفرشان ، هشت نفر حتما ميميرند ؛ همانها كه گفته ميشود پس از شش ماه مصرف شيشه ، آسيبهای جبران‌ ناپذيری به مغزشان ميرسد و سبب ساز جنون و مرگشان ميشود .

آنها نميدانند يا باور نميكنند كه مافيای مواد مخدر از سالها پيش آنها را نشان كرده و درباره‌ شان مطالعه كرده است و به همين خاطر چوب حراج به شيشه زده است و آن را از كيلويی هشتاد ميليون تومان در اوايل دهه 80 به كيلويی دو ميليون تومان در ماههای اخير رسانیده است و برای تبليغات دروغ درباره‌اش ، مثل ريگ پول خرج ميكند .

همان تبليغاتی كه به ورزشكارها قول كاهش وزن سريع و انرژی بيحد داده‌اند ،
به جوانهايی كه اهل ورزش نبوده‌اند قول افزايش ميل جنسی و شادی كه هميشه در حسرتش بوده‌اند
و به زنها و دختران جوان قول مانكن شدن را .

همان تبليغاتی كه روزگاری در خلأ اطلاع‌ رسانی و اعلام‌خطر ، به باشگاههای ورزشی و آرايشگاه‌ ها هم رسيد و در گوش مشتریهای آينده شيشه دروغ گفتند كه اين ماده اعتيادآور نيست و ميتواند جای مخدرهای خطرناك ديگر را بگيرد ؛ همان تبليغاتی كه به مشتريهايشان چشم بند زدند تا جان كندن مصرف‌ كنندگان كهنه كار شيشه را نبينند .

ما سالهاست درباره شيشه می نويسيم و هشدار ميدهيم ، به شما گفته‌ ايم كه جنون و بدبينی می آورد و به همين دليل معتادانش ، خبرسازهای صفحات حوادث روزنامه‌ ها ميشوند ، به شما گفته‌ايم كه هنوز روش درمانی معينی برای درمانش وجود ندارد و شيوه ماتريكس ( شيوه درمانی بر پايه تغيير سبك زندگی با هدف ايجاد تغييرات رفتاری معتادان در طولانی مدت ) نيز كه در خيلی از مراكز ترك اعتياد استفاده ميشود ، منطبق بر مشابه استانداردش كه در كشورهای ديگر به كار ميرود نيست ، ما به شما خيلی از حقايق را گفته‌ايم ،

اما . . . .

شيشه بيداد مي‌كند ، شكارهايش را ديوانه مي‌كند ، رنج ميدهد و ميكشد .
ما هشدار ميدهيم ،
ميگوييم ،
مينويسيم ،
فرياد ميزنيم ،
برخی ميشنوند و خيلی ها هم نميشنوند ، اما ميدانيد نكته غم‌انگيز كجاست ؟ خيلی از آنهايی كه شكارهای بالقوه شيشه محسوب مي‌شوند ، اصلا اهل روزنامه خواندن نيستند و صداي ما به گوششان نميرسد و هشدارهايمان را نميبينند و بی خبر ميمانند و به همين خاطر است كه ميگوييم حالا ديگر به جايی رسيده‌ايم كه بايد هشدارهای مربوط به شيشه را از صفحات روزنامه‌ها و خبرگزاريها بيرون بكشيم و به اندازه خيلی از اخبار زرد كه هر روز و هر ساعت از دهانها به گوشها و از گوشها به دهانها ميرسند ، تكرارشان كنيم.

فكرش را بكنيد اگر هر كدام از شما كه اين را ميخواند به يك نفر كه گمان ميكنيد در خطر اعتياد به شيشه است خطر را گوشزد كنيد ، امروز هزاران هزار هشدار رد و بدل ميشود ؛ هزاران هزار هشداری كه شايد يكی شان ، زندگی جوانی را عوض كند .



 
هر شب ستاره ای به زمین می کشند و باز این آسمان غم زده غرق ستاره هاست ...

آخرین تصویر سال 1391 را بخاطر بسپارید ، تصویر کودکی ستار بهشتی ، بدانید او نگران ایران بود ، بدانید او برای آزادی و آبادی این سرزمین جانش را فدا کرد . بدانید از سکوت ...من و ما شکایت داشت و ما را مقصر اوضاع کنونی کشور می دانست . او برای این سرزمین گران بهاترین سرمایه اش یعنی جانش را فدا کرد .
بدانید زمانی که بازجو او را به زمین افکند و پا بر روی سرش گذاشت ستار استوار بود و در ایمان و عقیده اش شکی به دل خود راه نداد ، بدانید که ستار بی گناه کشته شد ، ستار زیر شکنجه بازجویان پلیس فتا کشته شد .
بدانید بعنوان آخرین کسی که ستار را دیده ام ( دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی از این جریان مطلع هستند ) و از حال وی و آنچه بر وی گذشته آگاهی کامل دارم می گویم که ستار را در بازدشتگاه پلیس فتا بشدت شکنجه کرده بودند آن هم به بدترین و فجیع ترین نوع که از هیچ انسانی ساخته نبود .
به ستار قول دادم که نگذارم حقش را ضایع کنند همانگونه که به مادرش قول داده ام تا آخرین نفس همراهیش خواهم کرد .
این مطلب تبعات سنگینی برای من خواهد داشت اما سکوت در قبال چنین مسئله بزرگترین گناه او خواهد بود .
برای یک بار هم که می توانیم راست درست را انتخاب کنیم ، همیشه راست درست آسایش را برای انسان به ارمغان نمی آورد ...

برگرفته از فیسبوک حسین رونقی، زندانی سیاسی سابق


سال نومبارک


نوروز بر همه عزيزان بخصوص آنها که با تلاش خود در راه آزادي ايرانمان گام برميدارند خجسته باد. اميد که سال جديد سال سرنگوني اهريمنان آزادي سرافرازي و تندرست براي يکايک شما مهربانان باشد.نوروز بر شما و خانواده گرامیتان خجسته باد

۱۳۹۱ اسفند ۲۹, سه‌شنبه

پرونده سال ۸۸ کوی دانشگاه بدون تهیه هیچ گزارشی بسته شد

 
خبرگزاری هرانا - کاظم جلالی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اعلام کرد پرونده وقایع سال ۸۸ کوی دانشگاه تهران بدون تهیه حتی گزارشی مکتوب بسته شده است.
به گزارش دانشجونیوز، کاظم جلالی رییس مرکز پژوهش‌ها و رییس فراکسیون اصولگرایان رهروان ولایت مجلس، در سرنوشت پرونده سال ۸۸ کوی دانشگاه گفته است: "از آنجا به بعد با وجودی که ما چندین جلسه برگزار کردیم ولی گزارش نهایی از ناحیه کمیته تهیه نشد در واقع باید مسئولان کمیته در این رابطه، مدیریت شده عمل می‌کردند. متاسفانه هیچ گاه گزارش به طور مکتوب برخلاف کهریزک تهیه نشد."
جلالی در توضیح روند پرونده گفت: "بنده به همراه آقای زاکانی، نادران، ابوترابی فرد، آقای عباسپور به عنوان رییس کمیسیون وقت آموزش و تحقیقات و آقای کاتوزیان نماینده سابق مجلس و به عنوان یکی از چهره‌های دانشگاهی طی جلسه با آقای دکتر لاریجانی با تشکیل کمیته ای مسئول بررسی حوادث کوی دانشگاه شدیم. در همان موقع آقای لاریجانی حکمی برای ما شش نفر نوشتند و آقای ابوترافی فرد نیز رییس کمیته شد. این کمیته بلافاصله روز بعد جلسه‌ای با حضور رییس پلیس تهران، وزیر وقت علوم تحقیقات، رییس دانشگاه تهران و رییس نهاد نمایندگی رهبری تشکیل شد و بسیاری از ابعاد ماجرا روشن گردید."
این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در ادامه خاطرنشان کرد: "بعد از این جلسه آقای ابوترابی‌فرد در مجلس به صورت شفاهی گزارشی را ارائه کرد. در آن گزارش از عباراتی استفاده شد که برخی از دوستان احساس کردند که احترامی برای یک کاندیدا قائل شده‌اند. به همین دلیل در داخل مجلس بدون توجه به اصل گزارش، برخی‌ها شروع به سروصدا کردند و مجلس را به هم ریختند."
جلالی با وارد دانستن تمام انتقادات به این کمیته و مجلس درخصوص عدم تهیه گزارش کوی دانشگاه اظهار کرد: "بنده در همان زمان در مصاحبه‌ها انتقاد کردم و هنگامی که یکی از دوستان عضو کمیته به من گفت که خود گزارشی بنویسم تنها گفتم تمامی مستندات را برای این کار ندارم".
در جریان حمله به کوی دانشگاه تهران در خرداد ۸۸ نیروهای لباس‌ شخصی و پلیس به کوی دانشگاه تهران حمله کردند و طی آن شمار زیادی از دانشجویان مجروح شدند. گرچه آن زمان مسئولین جمهوری اسلامی ابتدا درگیری در کوی دانشگاه را انکار کردند، اما پس از چندی فیلمی در اینترنت منتشر شد که نشان می داد نیروهای نظامی، دانشجویان را بر کف زمین خوابانده و آنان را مورد ضرب و شتم قرار داده و تحقیر می کردند. پس از آن وزارت علوم با صدور بیانیه حوادث کوی را محکوم کرد.
علاوه بر ضرب و شتم دانشجویان در محوطه کوی دانشگاه، نیروهای امنیتی تعدادی زیادی از دانشجویان را به زیرزمین وزارت کشور منتقل کرده و برای ساعتها آنها را در آنجا مورد ضرب و شتم قرار دادند. در آن زمان تعدادی از دانشجویان آزاد شده کوی دانشگاه تهران به خبرنامه امیرکبیر اعلام کرده بودند که افراد لباس شخصی که به انواع سلاح های سرد و گرم مجهز بودند، پس از تخریب وحشیانه اتاق ها و وسایل دانشجویان، بیش از ۵۰ دانشجو را بازداشت و به زیر زمین ساختمان وزارت کشور منتقل کردند. یکی از دانشجویان دانشگاه تهران به خبرنامه امیرکبیر گفته بود: " مهاجمان هیچ نیازی به پوشیدن چهره ها و پنهان کردن هویتشان نداشتند. انگار پشتشان خیلی محکم است. با همکاری و همراهی پلیس ضد شورش وارد کوی شدند و هر کاری که خواستند کردند."
علاوه بر شهادت دانشجویان، تعدادی از نمایندگان مجلس هم نیز پس از چندی به ضرب و شتم دانشجویان در محوطه کوی دانشگاه، تخریب وسایل دانشجویان، و انتقال آنان به زیرزمین وزارت کشور و شکنجه آنان در آنجا اذعان کردند. اما طبق روال همیشگی با مهاجمین برخوردی صورت نگرفت.
بنابر اعتقاد بسیاری از فعالین سیاسی، برخلاف اعتراض ها به ضرب و شتم دانشجویان، تهاجم به کوی دانشگاه و دانشجویان با هماهنگی فرماندهی نیروهای پلیس و نظامی کشور بوده است، از این رو انتظار برخورد با مهاجمین را نمی توان داشت.
گفتنی است که در فهرست ۷۲ نفره جانباختگان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ که توسط کمیته پیگیری میرحسین موسوی و مهدی کروبی منتشر شد اسامی هفت نفر به نام‌های مصطفی غنیان، مبینا احترامی، ایمان نمازی، فاطمه براتی، محسن ایمانی، کامبیز شعاعی و کسری شرفی وجود داشت که گفته شد در این حمله کشته شده است.

۱۳۹۱ اسفند ۲۸, دوشنبه

کودکان کار درکوره‌پزخانه‌ها بهار ندارند

 
نوروز اینجا جور دیگری است. مثل آجر داغ تازه‌ای است که از کوره بیرون آمده باشد. کوره‌پزخانه بهار ندارد. مدرسه‌ها که تعطیل می‌شود و آن ۱۳ روز طلایی تعطیلات نوروز که کلید می‌خورد کودکان کوره‌پزخانه ها مثل بچه‌های دیگر خوشحال نمی‌شوند.
اینجا مدرسه‌ای در کار نیست که حالا تعطیل شود. اینجا کودکی یعنی کار. بچه‌ها دور هم جمع شده‌اند و در دالان‌ها و خرابه‌های تنگ و تاریک آواز محلی می‌خوانند.
از کوره پزخانه‌ها دود بلند می‌شود. اینجا صدا به صدا نمی‌رسد. کسی حواسش نیست این کارگر آجرپز شش سال دارد یا شصت سال. اینجا شاید حتی کسی نداند که پیمان‌نامه حقوق کودکان هرکدام از این کارگرهای زیر ۱۸ سال را کودک می‌داند. کودکان خارج از چرخه تحصیل کودکانی برای نان آوردن، کودکانی برای نان قسمت کردن، کودکانی برای نان بودن:
«توی منطقه‌‌هایی مثل ابتدای جاده ساوه، اطراف ورامین و اکدشت، جاده قم، توی چاردانگه منطقه شمس آباد، جاده خاوران جاهایی هست که این کوره‌ پزخانه‌ها وجود دارند. توی این کوره‌پزخانه‌ها معمولاً کارگرانی کار می‌کنند که از شهرستان‌ها به تهران مهاجرت کرده اند یا به کوره پزخانه‌ها می‌آیند. برای یک بازده زمانی شش تا هفت ماهه از ابتدای بهار تا تقریباً ابتدای فصل پاییز.»


رادیو فردا:فعال حقوق کودکان در ایران. در کوره‌پزخانه‌ها رفت‌ و آمد دارد و از نزدیک وضعیت کار کودکان و خانواده‌هایشان را دیده.
«در این کوره‌پزخانه‌ها خانواده‌های کارگر فصلی زندگی می‌کنند و خب بچه‌هایی دارند و مردان همراه این بچه‌ها و همسرشان کار انجام می‌دهند. معمولا به ازای هر ۱۰ هزار قالبی که می‌زنند حدود ۱۰ تا ۱۴ هزار تومان دریافت می‌کنند. روزانه هم یک خانواده سه تا چهار نفره که با هم کار می‌کنند چیزی حدود هفت هزار تا قالب می‌زنند. و خب طبعاً بچه‌ها هم توی این کار مشارکت می‌کنند. من بچه شش یا هفت ساله هم حتی دیده ام که دارد این کار را انجام می‌دهد. تقریباً می‌شود گفت از سنی که می‌تواند یک قالب خشتی را از جا بلند کند و جابه‌جا کند توی این فرآیند قالب‌زنی و چیدن این خشت‌های خام روی همدیگر این‌ بچه‌ها مشارکت می‌کنند. کوره‌پزخانه‌ها اتاقک‌ها و دالان‌هایی هست که می‌تواند شرایطی را فراهم کند برای اینکه افرادی از کودکان سوء استفاده‌های جنسی هم بکنند حتی.»

کودکان در فرآیند تولید آجر دقیقاً چه می‌کنند؟ فرهاد حمیدی پاسخ می‌دهد:
«تقریباً می‌شود گفت که از حدود شش سال تا هفده، هجده سال هستند بچه‌ها و کار می‌کنند. فرآیند کار در کوره‌پزخانه به این صورت هست که خاک را الک می‌کنند، این خاک را تبدیل به گل می‌کنند با آب و بعد قالب‌هایی وجود دارد با آن قالب‌ها خشت را درست می‌کنند و آن خشت را جابه‌جا می‌کنند می‌چینند روی هم تا رطوبتش خشک شود و بعد داخل کوره گذاشته شود که بپزد.»
۲۲ درصد از کودکان ایرانی در سن تحصیل به مدرسه نمی‌روند و این طور که خبرگزاری ایسنا گزارش می‌دهد نزدیک به ۳ میلیون کودک کار در ایران وجود دارد. گل‌فروشی در خیابان‌ها،‌ اسفند دود کردن، پاک کردن شیشه اتومبیل‌ها، فال‌فروشی و خیلی‌ کارهای دیگر از جمله کارگری در غبار و خاک و گچ و گل.
فرهاد حمیدی فعال حقوق کودکان در ایران از نزدیک شرایط کار این کودکان را دنبال کرده است:
«علاوه بر مسئله تماس دست و بدن این بچه‌ها با خاک و مسئله تنفسی که می‌تواند برای این بچه‌ها پیش بیاید به واسطه این که دائماً در گرد و خاک هستند، طبعاً بلند کردن اجسام سنگین برای بچه‌ها می‌تواند باعث شود که اینها از لحاظ فیزیکی هم آسیب ببینند و یا دچار اختلالات حرکتی شوند. اکثر این کوره پزخانه‌ها متأسفانه از حمام مناسب برخوردار نیست. معمولاً حمام خیلی محدود است. در بعضی‌ از این کوره‌پزخانه‌ها متأسفانه آب گرم برای استحمام وجود ندارد. علاوه بر این وضعیت دستشویی هم خیلی مناسب نیست. سیستم دفع فاضلاب مناسبی ندارد و خب مگس و پشه به خاطر همین اطراف آن محلی که این فاضلاب واردش می‌شود جمع می‌شود که خود این هم می‌تواند بهداشت عمومی همه را به خطر بیاندازد. حالا بچه‌ها در این وسط آسیب‌‌پذیرتر هستند. یک مسئله دیگر هم در کنار این هست که مربوط به بچه‌ها می‌شود. به واسطه فقری که این خانواده‌ها دارند و درآمد پایینی که دارند از تغذیه مناسبی برخوردار نیستند.»
جمعیت دفاع از حقوق کودکان کار و خیابان یک مؤسسه مردم‌نهاد که جمعی از فعالان حقوق کودک آن را اداره می‌کنند چندی پیش جشنی برای گروهی از کودکان کار برگزار کرد. کودکان کار دور هم جمع شدند و درباره زندگی و کار خود حرف زدند.
شاید این اولین بار بود که کودکان کار میکروفون داشتند و فرصتی تا در برابر جمعی بایستند و درباره خودشان حرف بزنند. حرف‌هایی از این دست:


«کارم کفاشیه. از قسمت چکش‌زنی به خصوص خیلی بدم می‌آد. ناخنام زیر چکش له می‌شن. به ما زور می‌گن. حقوق ما را کم می‌دن. کمتر از کارگرای دیگه.»
یا حرف‌هایی مثل حرف‌های این پسر ۱۳ ساله کارگر:
«خیلی سختی کشیدیم. صاحب‌کارمون زده. پولمونو نداده. حقوقمونو نصفه نیمه داده. این اصلن کار درستی نیست. چون که من کوچکم به من زور می‌گه. ولی اگه بزرگ بودم به من نمی‌تونس این حرفو بزنه.»


معیشت، اولین دغدغه کودکان کار و خانواده‌های پرجمعیتی است که برای نان داشتن سر سفره به کار کودکان‌شان وابسته‌اند. هدفمندسازی یارانه‌ها طرحی است که طراحان و مجریانش گفتند قرار است ثروت کشور را تقسیم کند و سهم دهک‌های کم درآمدتر را به دستشان برساند. آقای احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری اسلامی ایران گفت این طرح آینده کودکان را هم تأمین می‌کند:


«بخشی از آن سهم بچه‌ها را برایشان نگاه دارند. حساب پس‌انداز باز کنند. برای آینده شان. فرض کنید ماهی ۲۰ تومان بریزند به حساب یک بچه. ۱۰ سال دیگر یک رقمی است. ۵۰ میلیون، ۷۰ میلیون، ۱۰۰ میلیون توی حساب بچه است. خب این چیز کمی نیست.»


فرهاد حمیدی می‌گوید نهادهای دولتی نه تنها اقدامی برای حل مسائل کودکان کوره پزخانه‌ها نکرده‌اند بلکه حتی از پذیرش این که کودکان کارگر وجود دارند هم سر باز می‌زنند:


«تا وقتی که متولیان امر یک مسئله‌ای را حاضر به پذیرشش نشوند طبعاً اقدامی هم انجام نمی‌دهند. ما در مورد کوره پزخانه‌ها با این مشکل روبه‌رو هستیم. نهادهای رسمی نمی‌پذیرند که کودکان کار می‌کنند و کودکان کار در این کوره‌‌پزخانه‌ها وجود دارند.»


آنها نمی‌دانند آجرهایی که می‌سازند کدام ساختمان‌ها را بالا می‌برد. سکونت‌گاه‌های غیر رسمی حاشیه‌ای، خانه‌هایی که خانه نیستند، تاریک و نمور با سفره‌هایی خالی، کارگاه‌ها و کوره‌پزخانه‌هایی خیلی نزدیک به قلب پایتخت اگرچه خیلی دور. کودکان کار اغلب از این جغرافیا می‌آیند. جغرافیایی که نوروز هم در آن مثل هر روز است.

ابراهیم فیروزی، شهروند مسیحی در تهران بازداشت شد

 
خبرگزاری هرانا - ابراهیم فیروزی، شهروند مسیحی ساکن تهران از سوی نیروهای امنیتی در ۱۷ اسفند ماه سالجاری در تهران بازداشت شد.

به گزارش محبت نیوز، «ابراهیم فیروزی» ۲۸ ساله از نوکیشان مسیحی است که برای چند روز ناپدید شده بود و خانواده و دوستان وی هیچ اطلاعی از وضعیت او نداشتند. نگرانی و بی‌خبری خانواده ابراهیم از وضعیت وی آنجا بیشتر شد که حتی تماس با دوستان و مراجعه به محل کار ایشان برای اطلاع از وضعیتش، راه به جایی نداشت و فقط گفته شده که او در هنگام مراجعه به محل کارش توسط تعدادی از افراد لباس شخصی در خیابان بازداشت شده است.

خانواده این نوکیش مسیحی پس از مراجعه به برخی از مراکز مثل اورژانس و کلانتری‌ها که احتمال می‌رفت خبری از وضعیت او داشته باشند، مطلع می‌شوند که فرزندشان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است. جستجو برای یافتن «ابراهیم» نتیجه داد و در ‌‌نهایت پدر او موفق شد تا با فرزندش آنهم در محل دادسرای رباط کریم ملاقاتی کوتاه با وی داشته باشد. ملاقاتی که در آن ابراهیم با لباس زندان و موهای تراشیده حاضر شده بود.

با پیگیری‌های خانواده، از سوی مقامات و یا مسئولین امنیتی در خصوص دلایل بازداشت مجدد «ابراهیم» هیچ توضیحی داده نشد، اما یک مقام مسئول در دادسرای رباط کریم به صورت غیررسمی به پدر ایشان گفته است که موضوع بازداشت فرزندش مرتبط با بازداشت شدگان کریسمس ۲۰۱۲ در تهران بوده است. در جشن کریسمس گذشته در مورخ هفتم دی ماه ۱۳۹۱ بیش از ۵۰ نفر از نوکیشان مسیحی توسط نیروهای امنیتی لباس شخصی بطور موقت بازداشت می‌شوند. این حادثه همچنین منجر به بازداشت کشیش «ورویر آوانسیان» از ایرانیان ارامنه مسیحی می‌شود، کشیش «ورویر» سرانجام پس از ۱۵ روز بازداشت و بازجویی و به خاطر شرایط و وضعیت بد جسمانی، ایشان بطور مشروط و با سپردن وثیقه سند ملکی بیش از ۱۵۰ میلیون تومان در روز پنجشنبه مورخ ۲۱ دی ماه ۱۳۹۱ از بازداشتگاه زندان اوین بطور موقت آزاد می‌شود.

نوکیش مسیحی «ابراهیم فیروزی» در حالی در آستانه سال نو خورشیدی در زندان به سرمی‌برد که پیش از این وی در تاریخ ۲۱ دی ماه ۱۳۸۹ (۱۱ ژانویه ۲۰۱۱) نیز بازداشت و پس از ده ماه حبس بطور مشروط آزاد شده بود. بازداشت وی در آن تاریخ برابر بود با موج دستگیری و بازداشت بیش از ۶۰ تن از نوکیشان مسیحی در تهران و دیگر شهرستانهای ایران، که در آن بین باید از کشیش «فرشید فتحی» نام برد که به حکم دادگاه انقلاب به شش سال حبس محکوم و همچنان در زندان اوین بسر می‌برد.

در آن زمان پرونده «ابراهیم فیروزی» در شعبه ۱۰۲ دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان رباط کریم، به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام، اهانت به مقدسات اسلام و اقدام علیه امنیت ملی به جریان افتاد و نامبرده طبق ماده ۵۰۰ قانون مجازات‌های اسلامی، طی رای دادگاه به تحمل (۱۰) ماه حبس محکوم و این حکم به ایشان ابلاغ گردید. وی همچنین زمانی که برای انجام محاکمه در دادگاه انقلاب شهرستان رباط کریم به کلانتری آن شهر منتقل شده بود در آنجا توسط یکی از افسران مورد ضرب و شتم قرار گرفت. «ابراهیم» در دادگاه انقلاب در حالی محاکمه شد که نامبرده بدلیل شرایط مالی قادر نبوده تا در جریان دادگاه برای خود وکیلی بگیرد.

بر اساس حکم دادگاه و به استناد و اختیارات حاصله از ماده ۲۵ قانون مجازات‌های اسلامی ضمن احتساب ایام بازداشت قبلی تا نصف از محکومیت حبس ایشان را برای مدت ۳ سال بطور مشروط صادر و اعلام نمود.

اعتصاب غذای یک زن زندانی سیاسی



بنا بە گزارشات رسیدە از ایران ، یک زندانی زن بە نام مریم مقدسی اهل شهرستان نقده کە بە اتهام فعالیت و تبلیغ علیە نظام و همکاری با یکی از احزاب معارض جمهوری اسلامی ایران دراردیبهشت ماه سال 1389 دستگیر و بە 9 سال زندان محکوم شدە بود اکنون در سومین روز اعتصاب غذای خود بسر میبرد .

لازم بە ذکر است کە مریم مقدسی در سال 1389 و پس از اعدام زندانی سیاسی کرد فرزاد کمانگر و تنی چند از فعالین سیاسی کە منجر بە اعتصابات گستردە درایران و بخصوص شهرهای کرد نشین شدە بود بازداشت و بە اتهامات ذکر شدە محکوم شدە بود . این زندانی زن دلیل اعتصاب خود را وضعیت اسفناک زندان اوین بخصوص بند زنان این زندان از لحاظ بهداشتی و نیز بی توجهی مسئولین زندان بە بیماری نارسایی کلیوی خود اعلام کردە است.

گزارش ارسالی از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران