۱۳۹۲ شهریور ۳۱, یکشنبه

اصغر محمودیان به علت عدم صدور مجوز اعزام بیمارستان از سوی دادستانی تهران در وضعیت وخیمی به سر می‌برد.





اصغر محمودیان که در حال سپری کردن حکم شش سال زندان در تبعید خود در زندان سمنان است، به علت عدم صدور مجوز اعزام بیمارستان و درمان از سوی دادستانی تهران در وضعیت وخیمی به سر می‌برد.

اصغر محمودیان به همراه همسرش در پی حوادث پس از انتخابات ۸۸ بازداشت و ۳۰ ماه را در بلاتکلیفی در بند ۳۵۰ زندان اوین سپری کرد.

قاضی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، صلواتی، این زندانی سیاسی را به شش سال حبس در تبعید محکوم کرد که دادگاه تجدید نظر نیز آن را عینا مورد تأیید قرار داد. وی ۱۰ سال را نیز در دهه ۶۰ به همین اتهام (هواداری از سازمان مجاهدین خلق) در زندان گذرانده است.

محمودیان از بیماری‌های متعدد شامل بیماری قلبی، تنفسی، سرطان پروستات، بیماری اعصاب و آرتروز گردن رنج می‌برد که در مورد اخیر نیاز به عمل جراحی فوری در ناحیه ستون فقرات در بخش گردن دارد.

به رغم پیگیری‌های مکرر خانواده این زندانی سیاسی که ۷ ماه پس از انتقال وی از بند ۳۵۰ را شامل می‌شود، کارشکنی‌های دادستانی تهران مانع از صدور دستور مقامهای استان سمنان برای اعزام وی به بیمارستان شده‌اند.

هرانا

۱۳۹۲ شهریور ۳۰, شنبه

بهاره هدایت، زندانی سیاسی، فعال دانشجویی دانشگاه علوم اقتصادی تهران و جنبش زنان، با اتمام دوران مرخصی‌اش به اوین بازگشت.



به گزارش تارنمای کلمه، بهاره هدایت پیش از ظهر امروز پنج‌شنبه ۲۸ شهریورماه (۱۹ سپتامبر) با بدرقه همسرش امین احمدیان به زندان اوین بازگشت.
وی  برای یک مرخصی کوتاه آمده بود.
بهاره هدایت، عضو شورای مرکزی و سخنگوی دفتر تحکیم وحدت پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ دستگیر شد و در مجموع به ۱۰ سال زندان محکوم گردید.
این حکم یکی از سنگین‌ترین حکم‌های قضایی برای یک فعال دانشجویی به‌شمار می‌رود.

۱۳۹۲ شهریور ۲۷, چهارشنبه

کارگر ''رباط کریمی'' در حال نوشتن شعار بازداشت شد



انتقال رضا نقوی قربانی جدید ضرب و شتم و شکنجه پلیس امنیت به بند ۳۵۰

در حالی که هنوز به پرونده ستار بهشتی قربانی ضرب و شتم پلیس فتا در بازداشت رسیدگی نشده است، یک قربانی جدید ضرب و شتم پلیس امنیت با تنی مجروح و شکنجه دیده به بند ۳۵۰ منتقل شد.

به گزارش کلمه، هفته گذشته رضا نقوی(بهروز) که طی ۲۴ ساعت بازداشت در پلیس امنیت مورد و ضرب و شتم شدید قرار گرفته و آثار ضرب و شتم و جراحت در بسیاری از نقاط بدن وی مشهود است به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد.

رضا نقوی با داشتن گرایش ملی گرایانه، کارگری از اهالی رباط کریم و همشهری ستار بهشتی، جرمش نوشتن شعار روی دیوار بوده است.

۱۹ شهریور ماه وی در حالی که مشغول نوشتن شعار ” دفاع از تک تک زندانیان سیاسی وظیفه اخلاقی و انسانی ماست ” روی دیوار بوده بوسیله نیروی انتظامی دستگیر و در مسیر انتقال به مقر پلیس اطلاعات و امنیت تهران به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

ضرب و شتم شدیدتر همراه با فحاشی و توهین به وی پس از انتقال به مقر و بازداشتگاه پلیس اطلاعات و امنیت تهران نیز همچنان ادامه داشت.

بنا بر گزارش خبرنگار کلمه ، در تاریخ ۲۰ شهریور که وی به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شده آثار ضرب و جرح و شکنجه در سر و صورت، کمر و پاهایش مشهود بوده که بوسیله بهداری زندان اوین و مسئولان بند ۳۵۰ صورت جلسه شده است .

رضا ( بهروز ) نقوی کارگر ساختمانی و از اهالی رباط کریم و همشهری زنده یاد ستار بهشتی است و کفالت پدر سالخورده و از کار افتاده خود را نیز بر عهده داشته است.

پیشتر در شرایطی مشابه ستار بهشتی نیز در حالیکه در پلیس امنیت مورد ضرب و جرح قرار گرفته بود به زندان اوین منتقل و بلافاصله از این زندان خارج شد ولی در حین بازداشت در پلیس امنیت بدلیل ضرب و شتم شدید و شکنجه جان باخت که پرونده وی هنوز در مرحله تحقیقات قرار داشته و فقط منجر به صدور کیفرخواست قتل غیر عمد از سوی مامور پلیس امنیت شده است.

۱۳۹۲ شهریور ۲۶, سه‌شنبه

اینجا ایران است.



حسن روحانی در جمع هواداران خود در ورزشگاه شهید شیرودی، پیش از انتخابات: "کاری می کنم که همه زندانی‌ها آزاد شوند و دختران در خیابان احساس امنیت کنند"

آقای روحانی جالب است در کشوری که از لحاظ اقتصادی و امنیت به پایین تر از حد خودش رسیده است، الویت شما مبارزه با بد حجابی است
اینجا ایران است کشوری که وقتی اسم پلیس به زبان ها می اید به جای آنکه مردم احساس امینت کنند، حس خطر و بی امنی میکنند
اینجا کشوری است که ساعت ١٢ ظهر نقابداران و قمه کشان آزادانه به خانه های مردم تجاوز میکنند و اموال آنها را به سرقت میبرند
٤ هفته پیش بود، منطقه زعفرانیه ساعت ١٢ ظهر ٤ نقابدار با قمه زمانی وارد خانه شدند که صاحب خانه در خانه اش بود، بگذریم که صاحب خانه با دیدن این افراد دچار شوک شده بود، .... از همه شوک آور این بود که زمانی که صاحب خانه بعد از رفتن آنها به پلیس ١١٠ زنگ میزند آنها با گذشت ١ ساعت و نیم از واقعه در محل حاضر میشوند و هنگامی که افراد خانه اعتراض میکنند که چرا اینقدر دیر عمل کردید... پلیس در پاسخ به آنها میگوید اگر زیاد حرف بزنید همه شما را بازداشت میکنیم...

بله آقای روحانی اینجا ایران است... کشوری که مردم نه در خانه و نه بیرون از ان احساس امنیت میکنند...

۱۳۹۲ شهریور ۲۴, یکشنبه

مشارکت سازمانیافته اجتماعی راه را برای سرنگونی رژیم هموار می سازد....




برغم اینکه بحران اسفناک سیاسی، اجتماعی و بویژه اقتصادی، راه را برای سرنگونی رژیم هموار ساخته است، اما شوربختانه این کمبود ها نتوانستندمانعی برای ادامه سیاست سرکوب وکشتار مردم گردند. رژیم در حال حاضر هارتر از گذشته ، از هر موقعیتی که برایش پیش می آید بهره می گیرد، تا به استمرار و پایداری خود ثبات بدهد. 
نمود انرا می توان بوضوح در دولت آخوند کلید ساز مشاهده کرد.
برغم اینکه آخوند کلیدساز از دولت امید سخن می گوید، اما تاکنون زیر سایه دولتش هر ساعت یک انسان بی گناه بدار آویخته شده است.
پرسش این است که اگر رژیم در میان برخوردهای اخیر سیاسی امریکا ، چین، روسته بر سر موضوع سوریه مانند بشار اسد امتیازی بگیرد، می تواند برای چند دهه دیگر مردم ما را در سایه سیاست ضد انسانی اسلام سیاسی خود اسیر نماید و با اشایه هرچه گسترده تر این فرهنگ، آسیب های فکری ناهنجاری را به نسل های آینده وارد بیاورد.
لذا اکنون دیگر برای کسانیکه خواهان تغییر رژیم هستند، وقت زیادی وجود ندارد، آنها دوراه بیشتر در پیش خود ندارند، یا به همان تئوری بافی های ذهنی گذشته ادامه می دهند و خود را متقاعد می سازند، که رژیم را مردم می تواند با حرکت های خودجوش خود سرنگون سازند و یا اینکه آستین ها را بالا می زنند و به همراه نیروهای مسئولیت پذیر داخل برای ایجاد زمینه های یک مشارکت سازمان یافته اجتماعی فعال می شوند.
مثلث آخوند، پاسدار و سپاهی را نمی توان از راه کنترل دور سرنگون ساخت. باید از کارهای ذهنی و تئوری وار که تنها کاغد و سایتها را سیاه می نماید، فاصله بگیریم .
برای نهادینه ساختن ایده سرنگونی باید فرهنگ سازماندهی و خود سازماندهی را به میان مردم ببریم. به این دلمان را خوش ننماییم که چون وضعیت اقتصادی کشور اسفناک است مردم به خیابانها می آیند و رژیم را سرنگون می سازند. این امر در جامعه کنونی ایران با داشتن فرهنگ استبدادمنشانه اش تحقق پذیر نیست. به امید ناجی یا خدای آسمانها ننشینید. بخودتان اتکا کنید. شما ناجی خودتان هستید. با شعار "خدا خودش بزرگ است" هیچ تغییر و تحولی را نمی توان در درون فرهنگ استبداد منشانه میلیونها ایرانی بوجود اورد، سرنگونی دیگر پیش کش

لذا هموطن مسئولیت پذیر تنها 
راه رهایی بخش از چنگال استبداد مذهبی ، سرنکونی این رژیم می باشد و این بدون یک مشارکت سازمان یافته اجتماعی امکان پذیر نخواهد بود.

۱۳۹۲ شهریور ۲۲, جمعه

آرش صادقی مفقود شد!




دوستان عزیزم  لطفا چند لحظه توجه کنید
محسنی اژه ای:در سال 91-92 شخصی به نام آرش صادقی در زندان اوین نبوده است.
اما تمامی مدارک و مستندات حاکی از دستگیری آرش صادقی در 25 دی ماه سال 1390 و انتقال به بند فوق امنیتی 209 وزارت اطلاعات واقع در زندان اوین و اعتصاب غذای ایشان در تاریخ 11 خرداد 1392 که به تائید خانواده این زندانی, وکیل سابق ایشان , خبرگزاری های حقوق بشری و چندین خبرگزاری و سازمان بین المللی رسیده است.

**23 آذر 90 آرش صادقی، فعال دانشجویی از بند ۳۵۰ اوین آزاد شد

**25دی90 بازداشت مجدد آرش صادقی، فعال دانشجویی و عضو ستاد میرحسین موسوی

**30 دی 90 به گزارش سحام‌نیوز، آرش موفق به تماس با منزل پدر بزرگ خود شده از انتقال خود به بند ۲۰۹ زندان اوین خبر داد.

**20 اسفند 90 آرش صادقی 55 روز است بدون هیچ توضیح و تفهیم اتهام در بازداشت بسر میبرد و تا کنون اجازه ملاقات با خانواده خود را نداشته است

** 15 اردیبهشت 91 مصاحبه پدر آرش با مسیح علینژاد-خبر از تشدید بیماری آرش , تراشیدن موهایش(آرش انقدر نحیف و لاغر شده که قابل شناسایی نیست) و خبر از ملاقات با او در بند 209 داده است.

**فایل صوتی این مصاحبه و تهدیدات پدر آرش توسط وزارت اطلاعات

**6خرداد91 پدربزرگ آرش بعد از ملاقات اعلام کرد:آرش صادقی در حمایت از حسین رونقی اعتصاب غذا کرد

**18 خرداد 91 دستگیری پدربزرگ آرش صادقی

**24خرداد 91 آزادی پدربزرگ آرش صادقی به اتهام آگاه کردن نوه اش در مورد اعتصاب غذای حسین رونقی ملکی که در پی آن آرش هم اعلام اعتصاب غذا کرد

**9آبان91 مراسم بزرگداشت مادر آرش محبوس در زندان اوین، با تهدید خانواده وی لغو شد

**16آبان 91 مصاحبه پدر آرش صادقی با روزنامه گاردین

**11خرداد 92 آرش صادقی در اعتراض به ضرب و شتم خود اعتصاب غذا کرد
**16خرداد92 هرانا؛ آرش صادقی در ششمین روز اعتصاب غذا بسر میبرد

**19 خرداد 92 بی بی سی فارسی اعلام کرد یک هفته از اعتصاب غذای آرش صادقی به دلیل بدرفتاری ماموران بند 209 اوین گذشت

**25خرداد92 چهاردهمین روز اعتصاب غذای آرش صادقی در زندان اوین

**27خرداد92 مصاحبه فرشته قاضی در روز آنلاین با پدر آرش صادقی و وکیل سابق او ,علیزاده طباطبایی
**9تیر 92 نگرانی سه تن از نمایندگان پارلمان اروپا در مورد آرش

**14 تیر 92 بیانیه عفو بین‌الملل «نگرانی فزاینده» از وضعیت آرش صادقی

**27 تیر 92 به گزارش ندای سبز آزادی وضعیت نگران کننده آرش صادقی بعد از هفت هفته اعتصاب غذا و ماهها انفرادی


**4شهریور92 آخرین اطلاع از وضعیت آرش صادقی پس از 21 ماه انفرادی؛ آرش، گروگان وزارت اطلاعات
-----------------------------------------------------------------------------------------
>>تمامی مدارک و مستندات حاکی از دستگیری آرش صادقی در 25 دی ماه سال 1390 و انتقال به بند فوق امنیتی 209 وزارت اطلاعات واقع در زندان اوین و اعتصاب غذای ایشان در تاریخ 11 خرداد 1392 که به تائید خانواده این زندانی, وکیل سابق ایشان , خبرگزاری های حقوق بشری و چندین خبرگزاری و سازمان بین المللی رسیده است.
>>از تمامی دوستان فعالین حقوق بشر ,مجامع بین الملل, فعالین سیاسی-مدنی,روزنامه نگاران و خبرنگاران زحمتکش ,جناب آقای احمد شهید و همچنین شبکه های صوتی و تصویری خواستار پیگیری وضعیت این زندانی سیاسی و اطلاع رسانی در مورد اینچنین دروغ بزرگی از سمت آقای محسنی اژه ای می باشم ,چنانکه وقتی خبرنگاری در کنفرانس خبری از ایشان می پرسد: «درباره پرسش مکتوبی که جلسه پیش مطرح کردم تحقیق کرده اید یا نه؟» ,در پاسخ نام "آرش صادقی" را آورده و جواب میدهند که شخصی با این نام در سال 91 و 92 به زندان اوین فرستاده نشده است.



۱۳۹۲ شهریور ۲۱, پنجشنبه

مشکل از کجاست؟



دیشب یکی از دوستانم ١ پستی گذاشته بود که علی خطاب به مالک اشتر گفته بوده که در مورد گناهکاران زود تصمیم نگیرد که بسیار جای سر افکندگیست که نشان میدهد هنوز مردمان ما انقدر آگاه نشدند که دروغ اسلام و شیعیان را بدانند و متاسفانه حتی در ترویج خرافه پرستی و تازی پروری هم دست دارند. ( کم آخوند داریم اینها هم شدند همدست اونها )

آیا میدانید این مشکل از کجاست؟ این مشکل از من و شمایی است که حقایق را درست برای این نا آگاهان و گمراهان نشان نمیدهم و در عوض جمهوری کثیف آخوندی اسلامی به طور ٢٤ ساعته اینها را گمراهتر میکند.دوستان گرامی با کسانی که از اعراب متجاوز ( محمد, علی, ابوبکر, عمر, عثمان , ابوالفضل , حسین , حسن , باقر, صادق, رضا , .....و در آخر مهدی چاه نشین ) تعریف و تمجید میکنند برخورد کنید که بیش از این تیشه به ریشه هویت ملی و ایرانی نزنند و این ننگ و نادانی از کشور و مردمان ما رخ بر کند.
با یاد کردن از مشاهیر و بزرگان ایرانی میتوانیم هم هویت خود را به همدیگر یادآوری کنیم و هم چهره منحوس و پلید عربی اسلامی را برای کسانی که اینها را مقدس میدانند نشان دهیم.

زنده باد مردمان آگاه ایرانی با هر قوم و زبانی