۱۳۹۱ آذر ۶, دوشنبه

وخامت حال محمد سیف‌زاده در زندان اوین

 
خبرگزاری هرانا - خونریزی کلیه محمد سیف‌زاده از اعضای موسس کانون مدافعان حقوق بشر که پس از عمل جراحی هموروئید در بیمارستان طالقانی تهران آغاز شده بود، چند روزی است تشدید شده است.
بنا به گزارش تارنمای کلمه، این زندانی سیاسی یک ماه قبل برای عمل جراحی به بیمارستان طالقانی تهران منتقل شد و به رغم تلاش پزشکان و کادر پزشکی این بیمارستان، فشارهای پاسیاران و نگهبانان این بیمارستان و جلوگیری از ملاقات خانواده باعث اصرار این بیمار مبنی بر بازگشت به زندان شد.
از سوی دیگر رسیدگی به خونریزی از مجاری ادرار که پس از عمل جراحی ایجاد شده بود، به دلیل نداشتن بخش اورولوژی به بعد موکول شد.
قرار بود روز سه شنبه این زندانی بیمار برای معاینه پس از عمل جراحی به بیمارستان طالقانی اعزام شود ولی ماموران و مسئولان اوین از اعزام وی در هفته گذشته خودداری کردند.
ابوالقاسم صلواتی قاضی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به تازگی دستور داده است کسانی که از شرکت در جلسات دادگاه امتناع می‌کنند از حقوق زندانیان از جمله خدمات پزشکی محروم شوند و به همین علت چند تن از دراویش گنابادی از جمله دانشجو، مرادی و انتصاری قرار است به زندان بازگردانده شوند.
تاکنون تعدادی از زندانیان از جمله محمد سیف‌زاده، ابوالفضل قدیانی و همچنین گروهی از دراویش گنابادی به دلیل عدم رعایت آیین دادرسی کیفری در دادگاه‌های انقلاب و از جمله عدم حضور هیات منصفه در جرایم سیاسی، جلسات این دادگاه را تحریم کرده‌اند.

بیانیه احمد شهید درباره وضعیت حقوق بشر در ایران

 
خبرگزاری هرانا - احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل پس از یک سفر ۱۲ روزه به آلمان، سوئد و نروژ و گفت‌وگو با شاهدان عینی و فعالان حقوق بشر، طی بیانیه‌ای در اسلو به جنبه‌های گوناگون نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد.
گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور وضعیت حقوق بشر در ایران در یک کنفرانس مطبوعاتی در اسلو، پایتخت نروژبا قرائت بیانیه‌ای نظر خود را درباره وضعیت حقوق بشر در ایران ابراز کرد.
احمد شهید در آغاز بیانیهٔ خود از دولت‌های آلمان، سوئد و نروژ قدردانی کرد و گفت که این سه کشور با تقاضای او برای اجرای «مأموریت فاکت‌یابی» در کشور‌هایشان بدون قیدوشرط موافقت کرده بودند. وی گفت که این مأموریت بسیار موفقیت‌آمیز بود و او توانسته است مجموعهٔ ارزشمندی از اطلاعات را طی مأموریت خود در برلین، استکهلم و اسلو گردآوری کند.
به گزارش شبکه سی ‌ان ‌ان، احمد شهید در کنفرانس مطبوعاتی خود در ۲۲ نوامبر (۲ آذر) در اسلو گفت: "در طول ۱۲ روز گذشته من با ده‌ها فرد ایرانی‌تبار، فعال حقوق بشر، مقامات دولتی و کار‌شناسان آکادمیک ملاقات و گفت‌وگو کردم."
وی از تمام کسانی که اطلاعات خود را، به‌ویژه کسانی که به‌عنوان شاهد عینی دست‌اول، مشاهدات خود را در رابطه با وضعیت حقوق بشر در ایران در اختیار او گذاردند، تشکر کرد.
آقای شهید تأکید کرد که وی برای سنجش میزان اعتبار و باورمندی اظهارات شواهد، معیارهای سختگیرانه‌ای در نظر گرفته است. بر پایهٔ این سنجه‌ها، وی در این سفر به شهادت‌های قابل باوری دست یافته است که تصویری بسیار نگران‌کننده از وضعیت حقوق بشر در ایران را بازتاب می‌دهند.
افزایش نگران‌کنندهٔ شمار اعدام‌ها
احمد شهید گفت که شمار اعدام‌ها در ایران به مرز هشدارآمیزی رسیده است که طی هفته‌ها و ماه‌های گذشته سرعت‌گرفته‌اند. "بر اساس گزارش‌های موثق، چنان‌که خود دولت ایران نیز موردهای بسیاری را تأیید کرده، شمار اعدام‌ها در دو هفتهٔ گذشته دست‌کم ۳۲ مورد ولی احتمال می‌رود که ۸۱ مورد بوده باشد."
گزارشگر ویژه سازمان ملل گفت که به‌رغم تقاضای‌های مکرر جامعه بین‌الملل برای توقف اعدام‌ها در ایران و ابراز نگرانی نسبت به تشکیل دادگاه‌های منصفانه علیه مته‌مان، فقط در ماه اکتبر سال جاری ۱۰ نفر، از جمله سعید صدیقی، اعدام شده‌اند.
وی گفت: "افزایش اعدام‌ها در ایران برای من بسیار هشداردهنده است، و من دولت ایران را یکبار دیگر فرامی‌خوانم به تعهدات بین‌المللی خود در تضمین دادگاه‌های منصفانه و توقف مجازات اعدام پایبند بماند."
وضعیت وخیم اقلیت‌ها در ایران
آقای شهید اظهار داشت: "من نسبت به نوع رفتار با اقلیت‌های گوناگون در این کشور، که آماج اصلی سیاست‌های سرکوبگرانه حکومت ایران هستند، ابراز نگرانی می‌کنم. این فقط اقلیت‌های دینی که به‌رسمیت شناخته نمی‌شوند، مانند بهائیان و یارسان [اهل حق] نیستند، بلکه گروه‌های به‌رسیمت شناخته‌شده‌ای مانند جماعت‌های دینی مسیحیان و جماعت‌های معینی از مسلمانان سنی نیز هدف فشارهای فزاینده قرار دارند. من همچنین به‌شدت نگران اقلیت‌های قومی، ازجمله بلوچ‌ها، کرد‌ها، عرب‌های اهوازی، ترکمن‌ها و مردم آذربایجانی هستم که محرومیت‌آن‌ها، در کنار سرکوب‌های سیاسی، با فشارهای زبانی و فرهنگی نیز توأم است."
بدترشدن وضعیت زنان در ایران
گزارشگر ویژه سازمان ملل در بیانیهٔ خود به معضلات زنان نیز پرداخت. وی گفت: "وضعیت زنان در ایران طی ماه‌های گذشته بد‌تر شده است، به‌ویژه از زمانی که سیاست آموزشی تفکیکی [تفکیک جنسیتی] به اجرا درآمده است، و فعالان حقوق زنان مورد آزار قرار می‌گیرند و‌گاه به‌خاطر آزادی بیان، از جمله دفاع از حقوق زنان و یا حقوق آموزشی و اظهارات فرهنگی دستگیر می‌شوند."
احمد شهید اشاره کرد که بر اساس یک لایحهٔ دولت جمهوری اسلامی که در مجلس این کشور در دست بررسی است، زنان زیر ۴۰ سال فقط با اجازه ولی و قیم خود موفق به دریافت گذرنامه خواهند شد.
آقای شهید افزود که وضعیت اقلیت‌های جنسی (دگرباشان) نیز بسیار هشداردهنده است، زیرا دولت بر هر نوع رابطه‌ای که با موافقت طرفین برقرار شده، نظارت شدید دارد.
فشار شدید دولت ایران بر فعالان حقوق بشر
احمد شهید در بخش دیگری از بیانیه‌ای خود گفت: "دولت ایران به آزار، دستگیری و زندانی‌کردن مدافعان حقوق بشر، که‌گاه خود حقوقدان هستند، همچنان ادامه می‌دهد، و نگرانی جدی در مورد استقلال حقوقدانان و نیز استقلال قوه قضائیه برانگیخته است. در حالی‌که من از آزادی کشیش یوسف ندرخانی در ماه سپتامبر خشنود گشتم، ولی تأسف خوردم که چند روز پس از آن مقامات ایران وکیل‌مدافع او، محمدعلی دادخواه را احضار کردند و او را به اتهامات واهی به زندان افکندند. خانم نسرین ستوده، دیگر حقوقدان و مدافع حقوق بشر هم‌اکنون زندانی است که به دلیل رفتار مقامات با خانواده‌اش در اعتصاب غذا به سر می‌‌برد‌، و من به‌شدت نگران وضعیت او هستم."
آقای شهید با ابراز نگرانی نسبت به خبر مرگ وبلاگ‌نویس ایرانی ستار بهشتی در زندان گفت که او به دلیل حق قانونی خود در آزادی بیان به زندان افتاده بود و به احتمال در اثر جراحات ناشی از شکنجه جان خود را از دست داده است.
گزارشگر ویژه سازمان ملل در این رابطه دولت جمهوری اسلامی را خطاب قرار داد و گفت: «من انتظار دارم که دولت ایران تحقیقاتی گسترده، بی‌طرفانه و شفاف در مورد علت مرگ وی صورت دهد و روش تحقیق و نتایج آن را علنی سازد، و هر فردی که در مرگ او دست داشته است را مجازات کرده و خسارت وارده به خانوادهٔ وی را به طور متناسب جبران کند.»
آقای شهید به دیگر قربانیان رویدادهای خونین پس از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸ اشاره کرد. وی یکبار دیگر بر فراخوان گذشتهٔ خود تأکید کرد که مقامات ایران باید برای روشن شدن علت مرگ افرادی که در ناآرامی‌های پس از انتخابات سال ۸۸ کشته شده بودند، تحقیقات بی‌طرفانه‌ای را آغاز کند.
احمد شهید گفت: "متأسفانه به نظر می‌آید که فضا برای هر نوع اندیشه و بیان مستقل تنگ است و مقامات دولت ایران، به هر دلیلی، با نقض تعهدات بین‌المللی و حتا نقض قوانین خود، مایل بدان نیستند."
گزارشگر ویژه سازمان ملل در پایان بیانیه‌ی خود ابراز امیدواری کرد که دولت ایران در رابطه با آنچه او در این بیانیه‌ و نیز در جزئیات گزارش‌های خود ارائه داده است، به منظور احترام حقوق بشر، آزادی و حاکمیت قانون، رویکرد خود را تغییر دهد.
آقای شهید پس از پایان سخنان خود به پرسش‌های حضار پاسخ گفت.

مردم تغییر رژیم را می خواهند

نوشته ستار در لوموند: مردم تغییر رژیم را می خواهند

روزنامه فرانسوی لوموند نوشته ای از ستار بهشتی، وبلاگ نویس جان باخته ایرانی را با عنوان "تراژدی ايران ادامه دارد" منتشر کرده است. لوموند نوشت، اين ترجمه يکی از آخرين نوشته های ستار است که به قيمت جانش در سن 35 سالگی تمام شد.

در نوشته ستار بهشتی با عنوان "انديشه موسوی و کروبی حفظ نظام، انديشه مردم تغيير نظام" آمده است: اين مطلب را مدتی قبل اين جانب درج کردم، اما عده ای که فقط حرف خود را ملاک می دانند با نفوذ در وبلاگ اين جانب مطلب را حذف کرده بودند. خدمت تمام اين عوامل اعلام می دارم اگر صدهزار بار چنين عملی را انجام دهيد برای صد هزار و يکمين بار حرف و نوشته خود را انجام خواهم داد و از هيچ حزب و گروه و شخصيتی هراسی ندارم.
.....باز خرداد ماه از راه رسيد. و باز خاطرات، بعد از 22 خرداد 88 که تقلبی در آرا مردم صورت گرفت و چه بسيار مردم که به ظاهر برای پس گرفتن رای خود آمدند، ولی اميد به تغيير اين نظام داشتند! در سال 88 هر چند سخن پس گرفتن آرا بود، ولی اکثريت مردم انتظار تغيير نظام را داشتند، اما آقايان موسوی وکروبی در فکر گرفتن رای خود در چهارچوب نظام بودند! قصد آنان فقط بازشماری آرا بود! آن هم در چهارچوب نظام نه تغيير در اصل نظام. عوامل نظام از اصولگرا تا اصلاح طلب همه در اين مدت خواهان پابرجايی نظام بودند. مشکل اصلی بين آقايان جنگ قدرت است! هيچ کدام با اصل نظام مشکلی ندارند بلکه با سياست نظام مشکل دارند. ....نظامی که باخون بر سرقدرت نشسته با خونريزی حکومت را ترک خواهد کرد. ديکتاتورهای منطقه را ببينيد که هرکدام به چه نحو سرنگون شدند. و الان شاگرد جمهوری اسلامی بشار اسد را ببينيد که چگونه از استاد خود نظام جمهوری اسلامی راه می آموزد، آيا باز اميد به تغيير نظام در چهارچوب آن وجود دارد؟ ....از دوستان خود تقاضا دارم درباره انتخاب شيوه مبارزه و راه آن با دقت عمل کنند 33 سال است که با همين وعده ها درجا مانده ايم، و در باتلاق اين نظام فاسد فرو می رويم، هم چون سال 76 و به اسم اصلاحات. بهتر است اين بار خود را بيرون بکشيم، و راه آزادی را بيابيم. شما به مشاغل مهمی که بسياری از همين آقايان در آن بودند نظری بيندازيد، بعد خود ببينيد با اين همه خونی که در اين 33 سال بر زمين ريخته شده اين آقايان آيا حاضر به تغيير در کلیت نظام می شوند؟ و در آخر اگر مبارزه ما قرار است برای تغيير سياستهای نظام باشد، فرق نمی کند اين نظام دست موسوی يا خامنه ای باشد، چون چهارچوب و قاعده های آن يکی است. هدف ما برای رهايی تغيير در کلیت نظام بايد باشد. باز در آخر مطلبم چون هميشه می گويم زنده و پاينده ايرانی و ايران؛ جانم فدای ايران.

محکومیت ۱۱ شهروند بهایی در مشهد به حبس تعزیری

 
 
خبرگزاری هرانا - یازده تن از شهروندان بهایی ساکن مشهد از سوی دادگاه انقلاب این شهر در محموع به پنج سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، یازده شهروند بهایی ساکن مشهد که در آبان ماه سال جاری به اتهام تبلیغ علیه نظام در دادگاه انقلاب مشهد به قضاوت قاضی قربانی محاکمه شده بودند هر کدام به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شدند.
اسامی این شهروندان بهایی عبارتست از: ۱– فتانه حاجی‌پور ۲ –نوید نبیلی ۳-عزت الله احمدیان ۴-نگین احمدیان ۵- شهزاد خلیلی ۶-نغمه ذبیحیان ۷-نگار ملک‌زاده ۸-بهناز حدادزاده ۹-حوریه محسنی ۱۰-آرمان مختاری ۱۱-شایان تفضلی
در ضمن حوریه محسنی، نگار ملک‌زاده و نگین احمدیان به دلیل داشتن تجهیزات ماهواره‌ای به ۳۰۰ هزار تومان جریمه نقدی محکوم شدند.

ممانعت از اعزام سید محمود ابراهیمی به بیمارستان

 
خبرگزاری هرانا - سیدمحمد ابراهیمی از زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین که از بیماری حاد تنفسی رنج می برد و در شبانه روز بارها مورد حمله تنفسی قرار می گیرد، اعزام به بیمارستان خارح از زندان برای درمان محروم شده است.
به گزارش کلمه، ابراهیمی ۲۲ آذر ماه سال ۸۹ توسط ماموران اطلاعات در محل کارش بازداشت شد و در همان محل مورد ضرب و شتم قرار گرفت و سپس به مدت ۶ ماه در انفرادی بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین نگهداری شد.
وی به دلیل فشارهای روانی و فیزیکی و برخورد ضربه به سر، حافظه خود را از دست داد و برای ۲ ماه به بیمارستان روانی امین آباد اعزام شد.
او از جمله زندانیان بند ۳۵۰ است که شهادت نامه ضرب و شتم و شکنجه ستار بهشتی را امضا کرده است.
ابراهیمی روز پنج شنبه دوم آذرماه دچار حمله تنفسی شد و پس از انتقاب به بهداری و تشخیص پزشکان مبنی بر لزوم اعزام وی به بیمارستان از انتقال اورژانسی وی ممانعت به عمل آمد.
این زندانی سیاسی در نامه ای به خانواده اش به شرح مشکلات سلامت خود، هشدار داده است که مسئولیت هرگونه حادثه ای که در زندان برای او رخ دهد، با روسای بند ۳۵۰ و زندان اوین و همچنین وزارت اطلاعات است که مانع اعزام وی به بیمارستان می شود.
سیدمحمد ابراهیمی حکم قطعی ۵ سال حبس تعزیری خود را چند روز پیش دریافت کرده است.

۱۳۹۱ آذر ۴, شنبه

انتقاد شدید پارلمان اروپا از نقض حقوق بشر در ایران

 
پارلمان اروپا روز پنجشنبه گذشته با تصویب قطعنامه ای از نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران انتقاد کرد و از جمهوری اسلامی خواست تمام زندانیان سیاسی را آزاد کند.
 
نمایندگان پارلمان اروپا در استراسبورگ در این قطعنامه نگرانی شدید خود از "وخیم شدن وضعیت حقوق بشر" و " افزایش شمار زندانیان سیاسی و عقیدتی" در ایران را ابراز کردند.
 
آنان همچنین از مقامات جمهوری اسلامی تقاضا کردند جعفر پناهی، سینماگر و نسرین ستوده، وکیل و فعال حقوق بشر ایرانی را از زندان آزاد کنند. این دو نفر در ماه گذشته جایزه ساخاروف برای "آزادی اندیشه" را از سوی پارلمان اروپا دریافت کردند.
 
به گزارش رادیو فرانسه، قطعنامه پارلمان اروپا ضمن انتقاد از برگزاری " دادگاههای غیرعادلانه" و " اعمال محدودیت شدید بر آزادی اطلاع رسانی و آزادی بیان و تجمعات، آزادی مذهبی و آزادی سفر " در ایران، به مرگ ستار بهشتی، کارگر وبلاگ نویس ایرانی در زندان اشاره و آن را "نمونه غم انگیزی از اعمال سیستماتیک شکنجه" بر زندانیان ایرانی توصیف کردند.
قطعنامه پارلمان اروپا در مورد نقض حقوق بشر در ایران در حالی به تصویب رسیده است که در اواخر ماه اکتبر گذشته، سفر پنج نماینده پارلمان اروپا به این کشور بدلیل مخالفت جمهوری اسلامی با تقاضای این نمایندگان برای بازدید از جعفر پناهی و نسرین ستوده لغو شد.

گرفتن رضایت اجباری از خانواده ستار بهشتی توسط ماموران امنیتی

 
گوهر عشقی در واکنش به برخی اظهارنظرهای مطرح شده توسط مسوولین در خصوص اینکه مرگ ستاربهشتی به دلایل طبیعی و یا بیماری او بوده است به کمپین گفت:«من اصلا این حرف را قبول نمی کنم. ستار ۳۵ سالش بود و سالم. نه بیماری قلبی داشت که می گویند قلبش گرفته است و نه هیچ مشکل دیگری داشت. سه شنبه ای بچه ام را بردند سه شنبه هفته بعدش گفتند بیا و جنازه اش را بگیر. آخر من چطور می توانم باور کنم که مرگ او طبیعی بوده است.»
***
گرفتن رضایت اجباری از خانواده ستار بهشتی توسط ماموران امنیتی واظهارات مادر وی: «از آقای لاریجانی می خواهم به من وقت ملاقات حضوری بدهد»
 
یک منبع نزدیک به خانواده ستار بهشتی به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت علیرغم قول پیگیری مسوولان برای معرفی افرادی که در جریان بازجویی این وب لاگ نویس موجب مرگ او شده اند، چند روز پس از دفن ستار ماموران امنیتی مادر او را به دفترخانه ای برده اند و از آنها رضایت کتبی گرفته اند. وی به کمپین گفت: «می خواهند بازجویان را با این کار و همچنین اعلامیه پزشکی قانونی از مجازات رهایی بخشند.»

گوهرعشقی مادرستاربهشتی درمصاحبه ای با کمپین از صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه درخواست کرد که به او اجازه بدهد با او ملاقات حضوری داشته باشد و در خصوص پیگیری مرگ فرزندنش با او صحبت کند: «من از آقای لاریجانی و دادستان تهران تقاضا دارم که اجازه ملاقات به من بدهند تا بتوانم مستقیم با آنها درباره مرگ پسرم صحبت کنم. من یک مادر داغدیده هستم، از آنها خواهش می کنم که به من یک وقت ملاقات بدهند. من نمی خواهم که ستار دیگری ساخته شود، از تمام مسولان تمنا می کنم که پیگیر مرگ بچه ام باشند و از خونش نگذرند… من هیچ چیز نمی خواهم جز اینکه مسولان قاتلان پسرم مجازات شوند.»
 
گوهر عشقی در واکنش به برخی اظهارنظرهای مطرح شده توسط مسوولین در خصوص اینکه مرگ ستاربهشتی به دلایل طبیعی و یا بیماری او بوده است به کمپین گفت:«من اصلا این حرف را قبول نمی کنم. ستار ۳۵ سالش بود و سالم. نه بیماری قلبی داشت که می گویند قلبش گرفته است و نه هیچ مشکل دیگری داشت. سه شنبه ای بچه ام را بردند سه شنبه هفته بعدش گفتند بیا و جنازه اش را بگیر. آخر من چطور می توانم باور کنم که مرگ او طبیعی بوده است.»
 
گوهر عشقی با اظهار اینکه او حتی اجازه دیدن فرزندش را برای آخرین بار نداشته است، گفت: «اگر به مرگ طبیعی مرده بود چرا به ما اجازه ندادند که خودمان بشوریمش، خودمان همه مراسم دفن و کفنش را انجام دهیم. چرا دخترم را تهدید کردند و بهش گفتند اگر به خودت رحم نمی کنی حداقل به بچه ۶ ماهه ات رحم کن؟ چرا نگذاشتند من برای آخرین بار صورت پسرم را ببینم. یکی از نزدیکان مان فقط توانست ستار را ببیند که می گفت کفنش در قسمت پایین پاهایش خونی و بدنش کبود بوده است.»

گوهرعشقی با اعتراض به جوابیه پزشک قانونی گفت:« من می خواهم به پزشکانی که نوشته اند ستار به مرگ طبیعی مرده است، بگویم فقط روز قیامت را در نظر داشته باشید. آنها دروغ می گویند و من حرف هایشان را اصلا قبول ندارم.» مادر ستار بهشتی با اظهار اینکه برای مصاحبه با رسانه ها تهدید می شود به کمپین گفت:« به من می گویند مصاحبه نکن. من هم می گویم که دیگر از هیچ چیز نمی ترسم. من ازخون بچه ام نمی گذارم.می گویم آنقدر مصاحبه می کنم تا بالاخره جواب بگیرم.»
 
گوهر عشقی در پاسخ به اینکه آیا به دفن سریع پسرش رضایت داده و آیا اعتراضی به ندیدن جنازه پسرش نداشته است گفت:« همه چیز سریع اتفاق افتاد. همه کارها را ماموران انجام دادند، حتی زیر جنازه را هم ماموران گرفته بودند و فقط من و دخترم لااله الله را می گفتیم. به ما اجازه هیچ کاری را ندادند. بهشان التماس کردم که بگذارند برای آخرین بار پسرم را ببینم اما قبول نکردند. گفتند فقط جنازه در قبر باز می شود. من اصلا پسرم را برای آخرین بار ندیدم. کل نماز خواندن و دفن کردن نیم ساعت طول کشید.»
 
گوهر عشقی، مادر ستار بهشتی خطاب به مسولانی که تا به حال پیگیر مرگ فرزندش بودند، گفت:« من از تمام مسولانی که دنبال پرونده پسرم بودند تشکر می کنم و می خواهم تا روشن شدن قضیه تلاش کنند.» خانم عشقی در پایان در حالیکه به شدت متاثر بود، خطاب به ستار بهشتی گفت:«راضی ام ازت، خدا راضی ازت باشد. افتخار می کنم که مادرش هستم، شیرم را حلالش می کنم.»

درتاریخ پنج شنبه ۲ آذر، دادستانی تهران با انتشار بیانیه ای درخصوص گزارش پزشکی قانونی تصریح کرد که محتمل ترین علت منجر به فوت می تواند پدیده شوک باشد اما در خصوص آن توضیحات بیشتری ارائه نکرد. در این بیانیه آمده است:‌« در تاریخ ۲۱/۸/۱۳۹۱ نظریه بخش سم‌شناسی و آسیب‌شناسی پزشکی قانونی واصل شد که طی آن وجود هرگونه دارو یا سم در بدن متوفی منفی اعلام گردید. در نظر ۲۴/۸/۱۳۹۱ اعلام گردیده است در معاینه ظاهری بعمل آمده چند مورد کبودی در حال جذب در تنه و اندام تحتانی و سائیدگی در قدام ساق چپ مشاهده گردیده و اعلام علت فوت به انجام تحقیقات قضایی منوط گردید. در آخرین نظریه کمیسیون پزشکی ۷ نفره (پزشکان متخصص پزشکی قانونی) که به تاریخ ۳۰/۸/۱۳۹۱ صادر گردیده، آمده است: «در حال حاضر با توجه به بررسیهای انجام شده و با اطلاعات موجود، تعیین علت قطعی فوت از لحاظ پزشکی مقدور نبوده، اما نظر به این‌که در معاینه‌ی جسد و بررسی‌های تکمیلی هیچ‌گونه دلایل و شواهدی از بیماری منجر به فوت احراز نگردیده است، محتمل‌ترین علت منجر به فوت می‌تواند پدیده‌ی شوک باشد که در صورت احراز ایراد ضربه یا ضربات به نقاط حساس بدن یا فشارهای شدید روانی، این عوامل می‌تواند عامل شوک مذکور باشد».